درس اخلاق 2

پرهیز از پرده‏درى 

انسان، طبیعتا به خطاکارى گرایش دارد، وگرنه دیگر نیازى به امر و نهى نبود. از آن‏جا که غرایز در او بالفعل و تربیت‏پذیرى بالقوه است، (133) اگر به خود واگذاشته شود، به کجروى خواهد افتاد. در این مرتبه نفس بسیار نیرومند و حاکم و آمر است و همان است که حضرت یوسف از آن چنین یاد مى‏کند: «نفس خود را تبرئه نمى‏کنم که نفس به بدى فرمان مى‏دهد، مگر آن که پروردگارم رحم کند. (134) » بدین‏ترتیب، حتى در آرمانى‏ترین جوامع و با بودن بهترین الگوها، نمى‏توان تضمین کرد که هیچ خطایى رخ ندهد. از این‏رو، گفته‏اند: «انسان جایزالخطا ـ و حتى گاه واجب‏الخطا ـ است.» توجه به این حقیقت، هشدارى است در باب شناخت بیش‏تر ماهیت انسان و به‏کار گرفتن درست اصل امر به معروف و نهى از منکر.

افزون بر این، نه تنها ارتکاب فحشا و اعمال ناپسند، از نظر دینى منکر است، گزارش و نقل و نشر آن نیز نوعى منکر به‏شمار مى‏رود. از این‏رو اگر کسى مرتکب گناهى شد، موظف است آن را پنهان نگه دارد و از تجاهر به آن خوددارى کند. رسول‏خداصلى الله علیه وآله وسلم پس از آن‏که مسلمانى را که زنا کرده و آن‏گاه خود به آن اعتراف کرده بود، حد زد، فرمود : «هر کس بدین ناپاکى‏ها آلوده شد، سزاوار است که خود را با پوشش خداوند متعال، درپوشد و اظهار مکند. (135) » امام على‏علیه السلام نیز پس از آن‏که مسلمانى به گناه مستوجب حدى اعتراف کرد، خشمگین شد و فرمود: «چه‏قدر زشت است که یکى از شما مرتکب این‏گونه فحشاها مى‏شود و سپس در برابر همگان خود را رسوا مى‏کند! چرا در خانه‏اش توبه نکرد؟ به خدا سوگند، توبه‏اش میان خود و خدا برتر از اجراى حد بر او به‏وسیله من است. (136) » بنابراین نه تنها مرتکب گناه حق ابراز آن را ندارد، بلکه دیگران نیز حق ندارند که گناه پنهان کسى را آشکار و عیان سازند و آن را منتشر کنند. قرآن کریم نیز، در این باب تهدید سنگینى کرده است. (137) رعایت ظواهر و پایبندى به اصول اخلاق اجتماعى، مسئله‏اى است و اخلاقى زیستن در نهان و داشتن خشیت الهى، مسئله دیگرى است. امر به معروف و نهى از منکر در پى تأمین مسئله نخست است. بر این اساس، هرگونه پرده‏درى و افشاگرى درباره گناهان نهان، خود نوعى منکر است و مستوجب مجازات.

نوشته‏اند: روزى خلیفه دوم بر منبر خود با صحابه رسول‏خداصلى الله علیه وآله وسلم مشورت کرد و پرسید: «چه گویید، اگر امام به چشم خویش منکرى بیند، روا بود که حد زند؟» گروهى گفتند: «روا بود. (138) » اینان فقط مسئله مجازات را مد نظر داشتند، گویى که هدف اصلى مجازات، تنبیه مجرم است . حال آن‏که واضع قانون، که علیم و حکیم است، اهداف دیگرى را نیز براى آن در نظر گرفته است که مهم‏ترین آن حفظ سلامت جامعه و حفظ ظاهر آن است. امام على‏علیه السلام که در آن‏جا حضور داشت، این پاسخ را نپسندید و اعلام داشت: خداوند متعال خود، شرط اجراى این‏گونه حدود را گواهى دو شاهد عادل قرار داده است و امام را که یک‏تن است نرسد به استناد گواهى خود حدى اجرا کند.« این کارى است که خداى ـ عزوجل ـ در دو عدل بسته است، به یک تن کفایت نیفتد. و روا نداشت که امام به علم خویش در این، کار کند و واجب داشت فرو پوشیدن. (139) » از نظر امام، حفظ سلامت آشکار جامعه، مهم‏تر از اجراى حدود خاص است که مستلزم رسواسازى و افشاگرى است. از این‏رو طى سخنان کوبنده‏اى از یاران خود مى‏خواهد دست از پرده‏درى بردارند و خود را برتر از گناهکاران ندانند و همواره در نظر داشته باشند که بسا گناه دیگران آمرزیده شود، اما از آنان، نه. امام در این باب چنین توصیه مى‏کند: بر کسانى که گناه ندارند و از سلامت دین برخوردارند، سزا است که بر گناهکاران و نافرمانان رحمت آرند و شکر این نعمت بگزارند؛ چندان‏که این شکرگزارى آنان را مشغول دارد و به گفتن عیب مردمان وانگذارد. تا چه رسد به عیب‏جویى که برادر را نکوهش کند و به آنچه بدان گرفتار است، سرزنش کند. آیا به خاطر ندارد که خدا چگونه بر او بخشید و گناهان پوشید ـ بزرگ‏تر از گناهى که او را بدان مذمت کند ـ و چگونه او را مذمت کند که خود چنان گناهى کرده است ـ لیکن پوشیده و در پرده است ـ و اگر چنان گناهى نداشته گناهان دیگرى داشته که از آن گناه بزرگ‏تر است؛ و به خدا سوگند، اگر گناهى که کرده بزرگ نیست و گناهى است خرد، جرأت او را بر زشتى مردمان گفتن، گناهى بزرگ‏تر باید شمرد.

اى بنده خدا در گفتن عیب کسى که گناهى کرده است، شتاب مکن! چه، امید مى‏رود که آن گناه را بر او ببخشند و بر گناه خرد خویش ایمن مباش! چه، بود که تو را بر آن عذاب کنند. پس اگر از شما کسى عیب دیگرى را دانست، بر زبان نراند، به خاطر عیبى که در خود مى‏داند . و شکر بر کنار ماندن از گناه او را بازدارد از آن‏که دیگرى را که به گناه گرفتار است، بیازارد. (140) امام بر این مسئله چنان تأکید دارد که در عهدنامه‏اش به مالک اشتر، او را از کسانى که گناه نهان افراد را آشکار مى‏سازند، برحذر مى‏دارد و توصیه مى‏کند که گناه مردمان را بپوشاند و «از رعیت آن را از خود دورتر دار و با او دشمن باش که عیب مردم را بیش‏تر جوید، که همه مردم را عیب‏ها است و والى از هر کس سزاوارتر به پوشیدن آنها است. پس مبادا آنچه را بر تو نهان است آشکار گردانى و باید آن را که برایت پیدا است بپوشانى و داورى در آنچه از تو نهان است با خداى جهان است. پس چندان که توانى زشتى را بپوشان تا آن را که دوست دارى بر رعیت پوشیده ماند، خدا بر تو بپوشاند. (141) » بدین‏ترتیب، امام على‏علیه السلام واقع‏گرایانه جامعه را مى‏بیند و مى‏داند که همه مسلمانان قدیس نیستند و یوسف‏وار به‏پاکى زندگى نمى‏کنند. اما این دلیل نمى‏شود که هر گناه نهانى را آشکار کنیم و کوس رسوایى هر مسلمانى را بر سر هر کوى و برزن بزنیم. کسى که در پى عیب‏جویى این و آن است، همچون بیکاره‏اى است که بر گندابى مى‏نشیند و آن را با چوبى به هم مى‏زند تا هر لحظه بوى ناخوش آن، رهگذران را بیازارد. این منطق امر به معروف نیست، مسلمان راستین آن است که خاکى بر آن گنداب بریزد و عفونت آن را بپوشاند، نه آن‏که عفونتش را به هر سو بپراکند. گوهر سخن امام همین است. هیچ توجیه اخلاقى براى رسوا کردن دیگران به سبب گناهان نهانشان نیست. بدین روى نه تنها به نام امر به معروف نمى‏توان پرده‏درى کرد، بلکه یکى از معروف‏ها ستر عیوب و پرده‏پوشى تا حد ممکن است؛ یعنى همان کارى که امام على‏علیه السلام با مجرمانى مى‏کرد که خود براى اعتراف کردن مى‏آمدند. ایشان با تجاهل و دفع‏الوقت و تعویق اجراى حد، مى‏کوشید پرده بر گناهان آنان بیفکند و مرتکبان منکر را بیمارانى مى‏دانست که نیازمند ترحمند، نه دشمنانى سزاوار لگدکوبى . در تحلیل نهایى، کسانى که در پى عیب‏جویى و عیب‏یابى این و آنند، یا خود عیبناکند و یا در سر سویداى خود آرزوى آن را دارند. آن‏که در پى افشاى گناهان دیگرى است، یا خود در حسرت ارتکاب گناه مى‏سوزد و یا آن‏که مى‏خواهد با این کار قبح عمل از بین برود و زمینه گناهکارى او نیز فراهم شود. امام على‏علیه السلام این نکته ظریف روانى را چنین گزارش کرده‏اند: «عیبناکان، دوستدار پخش معایب مردمند، تا عذرى براى عیبناکى خود فراهم آرند. (142) »

 

/ 1 نظر / 19 بازدید

حسین جان بهت تبریک میگم درس های اخلاقی را زیبا مطرح کردی ولی مواظب باش نون آخوند زا آجر نکنی ویک درس هم در رابطه باشر ک که بزرگترین گناه بشر است هم تهیه کن ودر اختیار دوستان قرار بده دمت گرم که تحقیقات مذهبی واخلاقی میکنی و وقت همداری