اصطلاحات بین آبادی 2

با تشکر از دوست ارجمند مان آقای حسین نخعی و ضمن عذر خواهی از این هنرمند گرامی

اصطلاح         معنی 

چَگ وازَدُم  : نگاه کردم

 جَلّی وَلّی:سروصدا

مِقِراومدی: اعتراف کردی

سَرکُود مَده:زخم زبون مزن 

هَی بی رَدنَشی: گم نشوی ، بی نشان نشوی

اوسونه: داستان . افسانه

تیارت یا شو بازی:تئاتر -

/ 2 نظر / 7 بازدید
حسین نخعی

سلام. اصطلاحم اومد[خوشمزه] ولک: ایستاده - ورخو گردی: عجله کنید - ایهو . اه : از اصوات تعجب . شبه جمله مثل: آهان -سوموکار: زیرک - دل داری به دوریا: اصطلاحی است در احوال پرسی از کسی که عضوی از خانواده اش در شهر دیگری زندگی میکند -پا زور: با پا چیزی را فشار دادن - لمبور مدد: با اشتها خوردن -طیاره: هواپیما - وه وری شه:یه نوع تحصین کردن - وخی: پا شو -لاتوره: لا ابالی -مدزما:غول شب -لمشت: کثیف -کوچلیس: ظرف کوچک -جل جل: تکان خوردن زیاد - در ضمن اصطلاحات قبلی رو هم من نوشتم شما به اسم آقا رضا ثبت کردین حسین نخعی

mehr

بی رَد نشی اوسنه = افسانه