شعر بین آبادی

چند روز پیش شاعر با قریحه ای شعری جالب را برایم ارسال نمود که خواندنش خالی از لطف نیست . امید که شما هم خوشتان بیاید .

در میان کوههای شهر خوسف 

روستای باصفایی هست به نام بینوا(بین آباد)

روستایی خوش هوا با مردمانی باصفا

اهل دل و صاف و ساده خالی از کبر و ریا

آنکه در مهمان نوازی اول است در منطقه ، آن بینواست

در جلسات عزا و شادی و پر همهمه ، آن بینواست 

آنکه در کار آفرینی حرف اول می زند ، آن بینواست 

با سه دکتر چند مهندس دو شهید چند جانباز دلاور ، بینواست 

ای جوان بینوادی شرم کن عبرت بگیر از کار دوست 

امر به معروف را با نهی از منکر بکن در کار دوست 

آنکه پیامک دهد بازی کند با آبروی مردمان خوب ما

کار خوبی نیست کند چون آتش به خرمن می زند 

یا به قول شاعر والامقام 

آتش که به نیستان فروزد خشک و تر باهم بسوزد 

 

/ 3 نظر / 18 بازدید
یک ناشناس

حسین جان : از زحمات تو سپاسگزاریم ولی به آن شاعر خوش ذوق بگو مواظب باشد حافظ وسعدی با این شعر های پر محتوایش دست وپایشان از قبر بیرون نیایید ( چون قافیه تنگ آید شاعر به جفنگ آید )

اسی پاشنه کش

شعرهایت با خودت چندشاعرقاطی پاطی؟؟؟جالب بودخندیدیم.....

افرین.حسین جان می بینی شاگرد چندین و چند ساله من چه شعری گفته.