تاريخ : ۱۳۸۸/۱۱/٤ | ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ | نويسنده : بین آبادیها

 شهید تاجدینی که بعداز حدود 40 روز از شهادتش مشخص شد مردی بسیار بزرگ بوده و فرمانده دژبانی منطقه جنوب کشور بود و خیلی مظلومانه تشییع و بعدهم کسی در بیرجند آنچنان که شایسته او بود او را نشناختگلهای زیبای کوهستان و تاکنون نیز نشناخته است در وصیت نامه اش به بچه های روستا و نسل بعد از خودش اخطار می داد که با کجرویها برخورد کنند و در دام آن نیفتند . . من و ظاهر و رضا سه نفری بودیم که شروع به مبارزه علنی با این پدیده شوم بابه روش فرهنگی کردیم . یعنی هر از چند گاهی پیس نمایشنامه می نوشتیم و و خودمان برای مردم روستا اجرا می کردیم . آنوقتها در روستای ما برق نبود و لذا تلویزیون هم نبود . اولین نمایشنامه ما اسماعیل اسماعیل بود که در حسینیه روستا با همکاری دوستان هم سن و سال بر روی پرده رفت . موضوع آن مربوط به جبهه و جنگ بود . من در این نمایشنامه دو نقش داشتم هم سرهنگ جاسم بودم و هم پیرمرد خیاط که لباس رزمنده ها را تعمیر می کرد . خلاصه نمایشنامه جالبی بود . و خیلی مورد استقبال مردم قرار گرفت . بعد از آن هم نمایشنامه پرواز و یک نمایشنامه دیگر که من در آن مشارکت نداشتم برروی صحنه رفت و علیرغم اینکه همه می گفتند تعزیه خوانی خیلی حرفه ای هست ولی ما با همکاری دوستانمان در سالهای 69 تا 70 اولین تعزیه سنگین را با همکاری اساتیدی از آرک "اقایان غلامحسین سعیدی و شیخ محمد علی زالی " اجرا کردیم . این تعزیه تعزیه امام حسین (ع) بود و من کارگردان آن بودم . خدا را شکر با همه بی تجربگی خیلی جالب شد و بدین ترتیب سنگ بنای تعزیه خوانی نیز در روستای ما گذارده شد . خلاصه مطلب طویل شد اما همین اقدامات و سخنرانی حاج آقا بختیاری که آن زمان دادستان بیرجند بودند باعث شد که فعالیت گروههای قاچاق در منطقه ما کم شود .  


برچسب‌ها: درد دل, شهید تاجدینی