تاريخ : ۱۳۸٩/۳/۱۱ | ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ | نويسنده : بین آبادیها

باسلام 

خاطره ای از روز رحلت امام (ره ) بیاد دارم که شاید برایتان جالب باشد 

آن سال من سال آخر دبیرستان بودم و به علت رفتن به جبهه از درس و مشق عقب افتاده بودم و در مجتمع رزمندگان درس می خواندم . آن شب در خانه آقای دقیق (ظاهر) بودیم . صبح روز بعد امتحان سختی داشتیم و تا نیمه های شب درس می خواندیم .آن شب همه و از جمله ما برای سلامتی امام دعا می کردیم . صبح روز بعد یعنی 14 خرداد بود . هنگام صرف صبحانه رادیو را روشن کردیم که اخبار ساعت 8 را گوش کنیم که ناگاه آن خبر تاسف بار اعلام شد . ما خشکمان زده بود و بسیار ناراحت بودیم و نمی دانستیم که چکار باید بکنیم . آنروز مدرسه تعطیل شد و ما تا چند روز مرتب از طریق تلویزیون آن صحنه های عشق و علاقه مردمی به خمینی کبیر را می دیدیم و مبهوت عظمت آن بزرگ مرد شده بودیم .

 


برچسب‌ها: امام